.
                        
 
 
 
 
اهل سنّت ایران: تالار گفتمان
 

 
تالارهای اهل سنت ایران :: نمايش موضوعات - ارکان نماز

ارکان نماز

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   تالارهای اهل سنت ایران صفحه اول انجمن -> فقه و احکام

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

baran
مدیر بخش

وضعیت: آفلاين
25 بهمن ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 747
امتياز: 1160
تشکر کرده: 4
تشکر شده 7 بار در 5 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 6 مهر ماه ، 1388 07:51:01    موضوع مطلب: ارکان نماز پاسخ همراه با اعلان

نماز، فرايض و ارکاني دارد که اصل آن را تشکيل مي‌دهند به طوريکه اگر فرضي يا رکني انجام نگيرد، آن نماز شرعاً اعتبار ندارد.ارکان نماز عبارتند از :
1- تکبيره الاحرام :
از علي بن ابي طالبt روايت است که پيامبرr فرمود :
(مفتاح الصلاة الطهور و تحريمها التکبير و تحليلها التسليم)[1] «کليد نماز، وضو، تحريم آن، تکبيره الإحرام، و پايان آن سلام است».
از ابوهريرهt روايت است که پيامبرr به کسي که نمازش را بد خوانده بود فرمود : (إذا قمت إلي الصلاة فکبر)[2] «هرگاه خواستي نماز بخواني، الله أکبر بگو».
2- ايستادن در نمازهاي فرض براي کسي که توانايي دارد :
خداوند متعال مي‌فرمايد :
) وَقُوْمُوا اللهِ قَانِتِينَ ((بقره : 238)
«و فروتنانه براي خدا به پا خيزيد».
پيامبرr به حالت ايستاه نماز مي‌خواند و به عمران بن حصين هم دستور داد که به حالت ايستاده نماز بخواند و فرمود : (صل قائما، فإن لم تستطع فقاعدا، فان لم تستطع فعلي جنب)[3] «ايستاده نماز بخوان،اگر نتوانستي نشسته و اگر نتوانستي بر پهلو نماز بخوان».
3- خواندن فاتحه در هر رکعت :
از عباده بن صامتt روايت است که پيامبرr فرمود :
(لاصلاة لمن لم يقرأ بفاتحة الکتاب)[4] «کسي که سوره فاتحه را (در نمازش) نخواند، نمازش قبول نيست». و پيامبرr به کسي که نمازش را بد خوانده بود دستور داد که سوره فاتحه را بخواند : (ثم افعل ذلک في صلاتک کلها)[5] «و اين عمل (خواندن فاتحه) را در تمام رکعات نمازت انجام بده».
4 و 5- رکوع و آرامش در آن :
به دليل فرمودة خداوند متعال :
) يَا أيُّها الَّذِينَ آمَنُوا رکَعُوا وَ اسجُدُوا ... ((حج : 77)
«اي کساني که ايمان آورده‌ايد رکوع و سجود کنيد».
و به دليل فرموده پيامبرr به کسي که نمازش را بد خوانده بود : (ثم ارکع حتي تطمئن راکعا)[6] «سپس رکوع را بجا بياور تا اينکه در آن آرام بگيري».
6، 7- اعتدال بعد از رکوع و آرامش در آن :
از ابومسعود انصاريt روايت است که گفت : پيامبرr فرمود : (لاتجزيء صلاة لايقيم الرجل فيها صلبه في الرکوع و السجود)[7] «نمازي که شخص در آن پشتش را هنگام رکوع و سجود راست نکند صحيح نيست».
و پيامبرr به کسي که نمازش را بد خوانده بود فرمود : (ثم ارفع حتي تعتدل قائما)[8] «سپس بلند شو تا راست قرار گيري».
8 و 9- سجده، و آرامش در آن :
به دليل فرموده خداوند متعال :
) يَا أيُّها الَّذِينَ آمَنُوا رکَعُوا وَ اسجُدُوا ... ((حج : 77)
«اي کساني که ايمان آورده‌ايد رکوع و سجود کنيد».
و به دليل فرموده پيامبرr به کسي که نمازش را بد خوانده بود : (ثم اسجد حتي تطمئن ساجدا ثم ارفع حتي تطمئن جالسا، ثم اسجد حتي تطمئن ساجدا)[9] «سپس سجده کن تا در آن حالت آرام گيري، بعد سرت را بلند کن تا اينکه به حالت نشسته آرام گيري، سپس سجده کن تا اينکه در سجده آرام گيري».
اعضاي سجده:
از ابن عباس روايت است که پيامبرr فرمود : (أمرت أن أسجد علي سبعةأعظم : علي الجبهة و أشار بيده علي أنفه، و اليدين، والرکبتين و أطراف القدمين)[10] «به من امر شده است تا بر هفت عضو سجده برم، بر پيشاني و با دستش به بيني‌اش اشاره کرد، دو دست، دو زانو و سرپنجه‌هاي پاها». و نيز از ابن عباس روايت است که پيامبرr فرمود : (لاصلاة لمن لايصيب أنفه من الأرض ما يصيب جبينه)[11] «کسي که بيني‌اش همراه با پيشانيش بر زمين قرار ندهد نمازش صحيح نيست».
10 و 11- نشستن بين دو سجده و آرامش در آن :
به دليل فرموده پيامبرr : (لاتجزي صلاة لايقيم فيها الرجل صلبه في الرکوع و السجود)[12] «کسي که در رکوع و سجود پشتش را راست نکند نمازش صحيح نيست» و به دليل اينکه پيامبرr به کسي که نمازش را بد خواند امر فرمود که اين عمل را انجام بدهد، همانطور که ذکر آن در رکن سجده گذشت.
12- تشهد آخر :
از ابن مسعودt روايت است : (کنا نقول قبل أن يفرض علينا التشهد : السلام علي الله(*). اللام علي جبريل و ميکائيل، فقال رسول اللهr : لاتقولوا هکذا، ولکن قولوا : التحيات لله...)[13] «قبل از آنکه تشهد بر ما فرض شود مي‌گفتيم : سلام بر الله، سلام بر جبرئيل، و ميکائيل، پيامبرr فرمود : اين چني نگوييد، بلکه بگوييد : التحيات لله ...».

فايده:

صحيح‌ترين لفظ تشهد، تشهدي است که ابن مسعود -رضي الله عنه- روايت کرده و گفته است : در حاليکه دستم در دست پيامبرr بود تشهد را همانطوريکه سوره‌اي از قرآنرا به من ياد مي‌داد آموخت : (التحيات لله والصلوات و الطيبات، السلام عليک أيها النبي و رحمة الله و برکاته، السلام علينا و علي عباد الله الصالحين، أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمدا عبده و رسوله)[14] «هر لفظي که بر سلام و ملک و بقاء دلالت کند فقط شايسته خداوند متعال است و هر دعايي که با آن تعظيم خداوند متعال مقصود باشد فقط لايق او است و هر صلوات و دعا وکلام پاکي فقط لايق خداوند متعال است، سلام، رحمت و برکات الله بر شما باد اي پيامبر، سلام بر ما و بر بندگان صالح خدا، شهادت مي‌دهم که هيچ معبود بر حقي غير از الله نيست و شهادت مي‌دهم که محمد بنده و فرستاده اوست».

فايدة ديگر:

دربارة فرموده‌ي پيامبر -صلى الله عليه وسلم-: (السلام عليک أيها النبي و رحمة الله و برکاته) حافظ ابن حجر در فتح الباري (314/2) مي‌گويد :
در بعضي از طرق حديث ابن مسعود تفاوتي بين زمان حيات پيامبرr و پس از او ذکر شده است. بدين صورت که در زمان پيامبرr سلام به لفظ خطاب، اما بعد از او به لفظ غايب (السلام علي النبي) گفته مي‌شد.
در «کتاب الاستئذان» صحيح بخاري، از طريق ابي معمرآمده که ابن مسعود بعد از روايت حديث تشهد گفت : (و هو بين ظهرانينا، فلما قبض قلنا السلام يعني علي النبي) «(اين در حالي بود که) پيامبرr درميان ما بود، زماني که وفات کرد گفتيم السلام يعني : علي النبي». اين روايت بخاري است.
و «ابوعوانه» در صحيح خود و «سراج» و «جوزفي» و «أبونعيم اصفهاني» و «بيهقي» از طرق متعدد تا «ابونعيم» شيخ بخاري با لفظ (فلما قبض قلنا السلام علي النبي) به حذف لفظ «يعني نقل کرده‌اند و همينطور «ابوبکر بن أبي شيبه» آن را از «ابونعيم» روايت کرده است.
سکبي در «شرح منهاج» پس از آنکه اين روايت را تنها از «ابوعوانه» نقل کرده گويد: اگر اين (اثر) از صحابه ثابت باشد، دلالت مي‌کند بر اينکه بعد از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- خطاب در سلام (السلام عليک أيها النبي) واجب نيست. لذا گفته شود (السلام علي النبي). مي‌گويم (ابن حجر) : در صحت اين روايت شکي نيست و متباعي قوي بر آن يافتم. عبدالرزاق مي‌گويد :
ابن جريح از عطا به ما خبر داد که صحابه در زمان حيات رسول اللهr مي‌گفتند : (السلام عليک أيها النبي)، همين که وفات کرد گفتند : (السلام علي النبي). و اسناد صحيح است. – أه‍.
آلباني در «صفه الصلاه» (ص 126) مي‌گويد : اين امر حتماً به دستور پيامبرr بوده است و اينک عايشه(رض) به همين صورت تشهد را به اصحاب ياد مي‌داد که بگويند (السلام علي النبي) اين مطلب را تأييد مي‌کند.
«سراج» در مسندش (ج 9/2/1) اين حديث را آورده است «مخلص» در الفوائد (ج 11/54/1) به دو سند صحيح از عايشه آن را آورده است.
13- صلوات بر پيامبرr بعد از تشهد اخير
به دليل حديث فضاله بن عبيد أنصاري که مي‌گويد : پيامبرr مردي را ديد که نماز مي‌خواند، و بدون اينکه خدا را ستايش کند و ثناي او را بگويد و بر پيامبرr صلوات بفرستد نمازش را تمام کرد، پيامبرr فرمود : (عجل هذا) «اين عجله کرد» سپس او را صدا زد و به او ديگران فرمود : (إذا صلي أحدکم فليبدأ بتمجيد ربه و الثناء عليه، و ليصل علي النبيr، ثم يدعو بما شاء)[15]. «هرگاه يکي از شما خواست نماز بخواند ابتدا پروردگارش را به بزرگي ياد کند، او را ثنا گويد و بر پيامبرr صلوات بفرستد سپس هر دعايي که خواست بخواند.
از ابومسعود روايت است : در حاليکه نزد پيامبرr بوديم، مردي آمد و نزد او نشست، گفت : اي رسول خدا، صلوات خدا بر تو باد، سلام را ياد گرفتيم حال چگونه در نماز بر تو صلوات بفرستيم؟ (ابومسعود) گويد : پيامبرr ساکت شد تا جايي که آروز کرديم اي کاش آن مرد از او سؤال نمي‌کرد، سپس فرمود : (إذا أنتم صليتم علي فقولوا : اللهم صل علي محمد النبي الأمي و علي آل محمد ... الحديث)[16] : «وقتي خواستيد بر من صلوات بفرستيد بگوييد : اللهم صل علي محمد النبي الأمي و علي آل محمد...» يعني : خداوندا! بر محمد پيامبر أمي و آل محمد صلوات بفرست.(*)

فايده:

بهترين الفاظ صلوات بر پيامبرr، آن است که کعب بن عجره نقل کرده، و مي‌گويد : گفتيم اي رسول خدا دانستيم چگونه بر تو سلام بفرستيم، صلوات فرستادن بر تو چگونه است؟ فرمود : بگوييد : (اللهم صل علي محمد و علي آل محمد کما صليت علي آل إبراهيم إنک حميد مجيد، اللهم بارک علي محمد و علي آل محمد کما بارکت علي آل إبراهيم إنک حميد مجيد)[17] «خداوندا! بر محمد و آل محمد صلوات بفرست همچنانکه بر آل ابراهيم صلوات فرستادي به تحقيق تو در هر حالي بسيار ستوده و بسيار بزرگ و با عظمتي، خداوندا! شرف و بزرگواري را که به محمد و آل محمد داده‌اي بيشتر گردان همچنانکه شرف و بزرگواري را براي آل ابراهيم بيشتر کرده‌اي به تحقيق تو در هر حالي بسيار ستوده و بسيار بزرگ و با عظمتي».
14- سلام :
به دليل فرموده پيامبرr : (مفتاح الصلاة الطهور و تحريمها التکبير و تحليلها التسليم)[18]«کليد نماز، وضو، تحريم آن تکبير و پايان آن سلام دادن است».
[1]) حسن صحيح : [ص. جه 222]، ت (3/5/1)، د (61/88/1)، جه (275/101/1).

[2]) متفق عليه : خ (793/276 و 277/2)، م (397/298/1)، د (841/93 – 66/3)، ت (301/185 – 186/1)، نس (125/2).

[3]) صحيح : [ص. ج 3778]، خ (1117/587/2)، د (939/233/3)، ت (369/231/1).

[4]) متفق عليه : خ (756/236/2)، م (394/295/1)، ت (247/156/1)، نس (137/2).

[5]) متفق عليه : خ (756/236/2)، م (394/295/1)، ت (247/156/1)، نس (137/2)، جه (837/273/1)، د (807/42/3)، در روايت ابوداود کلمه «فصاعداً» هم ذکر شده که در روايات ديگر نيامده است.

[6]) صحيح : [ص. جه 710]، نس (183/2)، ت (264/165/1)، د (840/93/3)، جه (870/282/1).

[7]) قط (3/348/1). الباني اين را در «صفه الصلاه) ص (123) آورده است.

[8]) متفق عليه : خ (793/276 و 277/2)، م (397/298/1)، د (841/93 – 66/3)، ت (301/185 – 186/1)، نس (125/2).

[9]) متفق عليه : خ (793/276 و 277/2)، م (397/298/1)، د (841/93 – 66/3)، ت (301/185 – 186/1)، نس (125/2).

[10]) خ (812/297/2)، م (490 – 230/354/1)، نس (209/2).

[11]) قط (3/348/1). الباني اين را در «صفه الصلاه) ص (123) آورده است.

[12]) صحيح : [ص. جه 710]، نس (183/2)، ت (264/165/1)، د (84093/3)، جه (870/282/1).
(*) «سلام» از اسماء خداوند متعال است هم به معني سالم از هر عيب و نقصي آمده و هم به معني حافظ و نگهدارنده. بنابراين «السلام علي الله» يعني خدا از هر عيب و نقصي که بر مخلوق وارد مي‌شود منزه است و «السلام علي جبريل» و «السلام علي ميکائيل» و «السلام علي النبي» و «السلام عليا» و ... يعني اينکه خداوند حافظ و نگهدارنده جبرئيل و ميکائيل و ... است. «مترجم».

[13]) صحيح : [الإرواء 319]، نس (40/3)، قط (4/350/1)، هق (138/2).

[14]) متفق عليه : خ (6265/56/11)، م (402/301/1).

[15]) اسناد آن صحيح است : [صفة الصلاة 182 ط مکتبه المعارف]، ت (3546/180/5)، د (468/354/4).

[16]) اسناد آن حسن است : خز (711/351 و 352/1).
*) اللهم صل علي محمد يعني : خدايا مقام او را در دنيا با بلندآوازه کردن ياد او و دفاع از دعوتش و بقاي شريعتش و در آخرت با شفاعت براي امتش و چند برابر کردن اجر و پاداشش بالا ببر. النهايه – ابن الاثير - «مترجم».

[17]) متفق عليه، خ (6357/152/11)، م (406/305/1)، د (963/264/3)، ت (482/301/1)، جه (904/293/1)، نس (47/3).

[18]) حسن صحيح : [ص. جه 222]، ت (3/5/1)، د (61/88/1)، جه (275/101/1).
منبع سایت عقیده و اهل سنت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   تالارهای اهل سنت ایران صفحه اول انجمن -> فقه و احکام

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
 
 

Design:IMAN64(محمود نامور)