| محبت و احترام پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بدون افراط و تفریط واجب است |
|
نگارش یافته توسط admin |
| يكشنبه، 20 ارديبهشت ماه ، 1388 |
محبت و احترام پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بدون افراط و تفریط واجب است
1- وجوب محبت و احترام به پیامبر -صلی الله علیه وسلم-. محبت الله تعالی بزرگترین عبادتهاست. لذا بر بندگان واجب است که محبت الله را در دل داشته باشند. خداوند می فرماید : ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ﴾ (بقره / 165) «و کسانی که ایمان آورده اند الله را بیشتر دوست دارند». چون او پروردگاری است که از فضل خود تمام نعمت های ظاهری و باطنی را به بندگانش عنایت کرده است.
محبت و احترام پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بدون افراط و تفریط واجب است
1- وجوب محبت و احترام به پیامبر -صلی الله علیه وسلم-. محبت الله تعالی بزرگترین عبادتهاست. لذا بر بندگان واجب است که محبت الله را در دل داشته باشند. خداوند می فرماید : ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ﴾ (بقره / 165) «و کسانی که ایمان آورده اند الله را بیشتر دوست دارند». چون او پروردگاری است که از فضل خود تمام نعمت های ظاهری و باطنی را به بندگانش عنایت کرده است. پس بعد از محبت الله جل جلاله، محبت پیامبر -صلی الله علیه وسلم- در مرتبة دوم قرار دارد، چون او کسی است که به سوی خدا دعوت داده و به وسیلة او خداوند شناخته شده و شریعتش را ابلاغ و احکامش را بیان کرده است. لذا هر خیری که در دنیا و آخرت به مسلمانان می رسد حاصل زحمات پیامبر است. و هر کس از او اطاعت و پیروی نکند، وارد بهشت نمی شود، در حدیث آمده که : «ثلاث من کن فيه وجد حلاوة الإيمان، أن يكون الله و رسوله أحب إليه مما سواه وأن يحب المرء لا يحبه إلا لله، وأن يكره أن يعود في الكفر بعد أن أنقذه الله منه كما يكره أن يقذف في النار»[1]. «سه خصلت در هر کس باشد، شیرینی ایمان را می چشد. الله و رسولش برایش از هر کس و چیز دیگر محبوبتر باشد، و این که با فردی که دوستی می کند فقط به خاطر خدا باشد، و از بازگشت به کفر بعد از آنکه خداوند او را نجات داده، چنان تنفر داشته باشد که از افتادن به آتش تنفر دارد». بنابراین محبت رسول الله تابع و لازمة محبت خدا است و در درجهی پس از آن قرار دارد، پیامبر -صلی الله علیه وسلم- درباره محبت مختص به خودش و تقدیم آن بر هر محبتی غیر از محبت خدا، فرموده است : «لا يؤمن أحدكم حتى أكون أحب إليه من ولده ووالده والناس أجمعين»[2]. «کسی از شما ایمان ندارد مگر اینکه مرا از فرزند، پدر و تمام مردم بیشتر دوست داشته باشد». در روایات آمده که بر مومن واجب است رسول الله -صلی الله علیه وسلم- را از خودش بیشتر دوست داشته باشد: «إن عمر بن الخطاب -رضی الله عنه- قال : يا رسول الله! لأنت أحب إلي من كل شيء إلا من نفسي، فقال: والذي نفسي بيده حتى أكون أحب إليك من نفسك. فقال له عمر: فإنك الآن أحب إلي من نفسي. فقال: الآن يا عمر»[3]. «عمر بن خطاب -رضی الله عنه- گفت: ای رسول خدا! تو را از هر چیزی غیر از خودم بیشتر دوست دارم، پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمود : قسم به ذاتی که جانم در دست او است، باید مرا از خودت نیز بیشتر دوست داشته باشی، عمر گفت : اکنون تو را از خودم نیز بیشتر دوست دارم، پیغمبر -صلی الله علیه وسلم- فرمود : ای عمر! الان حق را گفتی». از این حدیث ثابت می شود که محبت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- واجب و مقدم بر هر محبتی غیر از محبت خدا است، و محبت رسول الله تابع و لازمة محبت خدا است، چون دوست داشتن رسول الله در راه خدا و برای خدا است. و با زیاد شدن محبت خدا در قلب مومن آن محبت زیاد و با کم شدن، کم می شود. هر کس خدا را دوست داشته باشد در راه خدا و به خاطر خدا دوستی می کند، و پیامبر -صلی الله علیه وسلم- را از همهی مخلوقات بیشتر دوست می دارد، او را انسانی با عظمت می داند، به او احترام می گذارد، از او پیروی می کند، قول او را بر قول هر کسی دیگر مقدم می دارد، سنت های او را با ارزش دانسته و به آن عمل می کند. علامه ابن القیم (رحمه الله) می گوید: «هر محبت و احترامی برای بشر، در صورتی که تابع محبت و تعظیم خدا باشد، جایز است. مانند محبت و تعظیم پیامبر -صلی الله علیه وسلم- که نشانة اوج محبت و تعظیم او است و امتش به خاطر خدا پیامبرش را دوست داشته و مورد احترام قرار می دهند و بزرگ می دانند، چون خدا او را بزرگ دانسته است. و این محبت بر اساس محبت به خدا است. و خداوند، محبت و هیبتی در پیامبر -صلی الله علیه وسلم- قرار داده بود که در قلب اصحاب –رضی الله عنهم- هیچ کس دوست داشتنیتر، با عظمتتر و بزرگوارتر از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- وجود نداشته. عمرو ابن عاص پس از مسلمان شدنش می گوید: هیچ کس منفورتر از پیامبر نزد من نبود، اما پس از این که مسلمان شدم، هیچ کس از پیامبر برایم دوست داشتنیتر و بزرگتر نبود، او گوید: اگر از من بخواهید که او را برایتان وصف کنم، نمی توانم. چون چشمانم از دیدن عظمت و بزرگواری او سیر نشده است[4]. [عروه] ابن مسعود به قریش گفت : ای قوم! به خدا قسم! با گروهی به نزد کسری، قیصر و سایر ملوک رفته ام، هیچ پادشاهی را ندیدم که پیروانش مانند احترامی که اصحاب محمد به محمد -صلی الله علیه وسلم- می گذارند، احترام بگذارند، به خدا قسم! به حدی برای او عظمت قائل بودند، که حتی یک لحظه از او غافل نمی ماندند. هیچ آب دهنی نمی انداخت مگر اینکه بر کف دست یکی از آنها می افتاد و آن را به سر و صورت خود می مالیدند، و هر گاه وضو می گرفت نزدیک بود به خاطر آب وضویش با هم درگیر شوند»[5]. 2- نهی از غلو و زیاده روی در مدح پیامبر -صلی الله علیه وسلم- غلو : یعنی تجاوز از حد. میگویند : «غلا، غلواً» وقتی که از حد تجاوز کند. خداوند می فرماید : ﴿لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ﴾. (نساء / 171) «در دینتان زیاده روی نکنید». اطراء: مدح بدروغ و تجاوز از حد است، و منظور غلو در حق پیامبر -صلی الله علیه وسلم- تجاوز از حد در بیان مقام و منزلت اوست. بطوریکه پیامبر -صلی الله علیه وسلم- را از مرتبه عبودیت و رسالت بالاتر ببرند و برخی از خصوصیات الوهیت را به او بدهند و از او کمک و فریادرسی خواسته و به او سوگند بخورند. منظور از اطراء این است که در مدح پیامبر زیادهروی شود، در حالی که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- از آن نهی کرده و فرموده: «لا تطرونی کما أطرت النصاری ابن مريم إنما أنا عبد فقولوا عبدالله ورسوله»[6]. در مدح من از حد تجاوز نکنید، همان گونه که نصاری دربارة عیسی -علیه السلام- غلو و زیاده روی کردند و بعضی از صفات الوهیت را به او دادند، بگویید: عبدالله و رسول او». و وقتی بعضی از اصحاب به او می گفتند: «تو سید مایی». می فرمود: «سید، خداوند تبارک و تعالی است». و وقتی که می گفتند : «تو از لحاظ نعمتی که الله به تو داده با فضلترین و بزرگترین ما هستی»، فرمود : «قولوا بقولکم أو بعض قولکم ولا يستجرينكم الشيطان»[7]. «همین سخن یا قسمتی از آن را بگوئید، و در سخنان تان زیاده روی نکنید، و شیطان شما را اجیر نکند». و وقتی مردم به او می گفتند : «ای رسول الله! ای بهترین ما! و پسر بهترین ما! سید ما و پسر سید ما!». می فرمود: «یا أیها الناس! قولوا بقولکم ولا یستهوینکم الشیطان أنا محمد، عبدالله ورسوله، ما أحب أن ترفعونی فوق منزلتی التی أنزلنی الله عزوجل»[8]. «ای مردم! در سخنانتان زیاده روی نکنید، شیطان شما را فریب ندهد، که من محمد بنده ی خدا و رسول او هستم، دوست ندارم که مرا بالاتر از مقامی که خدا به من داده، ببرید». پیامبر -صلی الله علیه وسلم- دوست نداشته که او را با الفاظی مانند : «تو سید مایی»، «تو بهترین مایی»، «تو بزرگترین مایی»، «تو افضل مایی» مدح کنند، در حالی که او بطور مطلق افضل و بهترین خلق بود. اما پیامبر آنان را از به کار بردن این صفات نهی می کرد، تا غلو و زیادهروی احتمالی را بخاطر حمایت از توحید، از آنها دور کند و آنها را راهنمایی می کرد که او را با دو صفت از صفاتی که بالاترین مراتب عبودیت است وصف کنند، که در آن دو صفت هیچ غلو و خطری و خللی برای عقیده ندارد و آن دو صفت «عبدالله» و «رسول الله» است. پیامبر -صلی الله علیه وسلم- دوست نداشت که او را از مقامی که خدا به او داده و برگزیده بالاتر ببرند. در حالی که بیشتر مردم با امر او -صلی الله علیه وسلم- مخالفت کرده و طلب کمک و فریادرسی از او کرده و به او سوگند می خورند و از او چیزهایی می خواهند که باید فقط از خدا بخواهند. مردم در مراسم مولود خوانی، قصاید و سرودهایی می خوانند که در آنها بین حق خدا و حق رسول هیچ فرقی قائل نمی شوند!!! علامه ابن قیم در نونیة اشعارش می گوید: لله حق لا يكون لغيره ولعبده حق هما حقان لا تجعلوا الحقين حقا واحدا من غير تمييز ولا قربان «الله حقی دارد که فقط لایق اوست، و بندة او [پیامبر] نیز حقی دارد و این حق متفاوت است. این دو حق را یکی نکنید که هیچ تفاوت و نزدیکی با هم نداشته باشد». 3- بیان منزلت و مقام او -صلی الله علیه وسلم- شرح و بیان منزلت پیامبر -صلی الله علیه وسلم- به روش و شکلی که خداوند توصیف کرده، اشکالی ندارد، و یادکردن پیامبر به منزلتی که خداوند به او داده ایرادی ندارد. مقام پیامبر -صلی الله علیه وسلم- بسیار بلند و عالی است این مقام را خداوند به او داده است، او بنده و رسول خدا و بطور کلی برترین خلق است، او فرستادة خدا به سوی تمام جن و انس است، بزرگترین پیامبران و آخرین آنها است، هیچ پیامبری بعد از او نمی آید. خداوند سینة او را گشوده و نام و یاد او را بلند آوازه کرده است. و ذلت و خواری را سزای کسی قرار داده که با اوامر او مخالفت کند، صاحب مقام محمودی است که خداوند دربارة آن می فرماید : ﴿عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَحْمُوداً﴾. (الإسراء / 79) «تا پروردگارت تو را به مقامی محمود [شفاعت عظمی] برساند». یعنی: مقامی که خداوند روز قیامت برای شفاعت مردم، برپا می کند تا پروردگار آنان را از ناراحتی میدان حشر روز قیامت نجات دهد، و آن مقام مخصوص پیامبر -صلی الله علیه وسلم- است و سایر پیامبران این مقام را ندارند، او با تقواترین و خداترسترین مردم بود، خداوند از بلندکردن صدا در حضور او نهی فرموده، و کسانی که صدایشان را نزد پیامبر پایین می آورند مدح کرده و فرموده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ * إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ * إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾. (حجرات / 2-5) «ای کسانی که ایمان آورده اید! صدای خود را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آن طور که با هم با صدای بلند صحبت می کنید با او صحبت نکنید، که اعمالتان در حالی که شما نمی دانید از بین می رود. به راستی آنانی که صدایشان را نزد رسول الله پایین می آورند کسانی هستند که خدا دلهایشان را برای تقوی خالص کرده و برای آنان مغفرت و اجر بزرگی است، بیقین آنانی که از آن طرف حجرهها [ی همسرانت] تو را صدا می زنند اکثر شان عقل ندارند، و اگر آنان صبر می کردند تا تو نزدشان می آمدی برای آنان بهتر بود، و خداوند بخشنده و مهربان است». امام ابن کثیر (رحمه الله) می گوید: «خداوند در این آیات آداب معاشرت را به بندگان مومن خود یاد داده تا با احترام و بزرگداشت و ادب با پیامبر -صلی الله علیه وسلم- رفتار کنند، لذا نباید در حضور پیامبر -صلی الله علیه وسلم- صدایشان را از صدایش بلندتر کنند، و از این که پیامبر را به نامش صدا کنند همانطور که مردم یکدیگر را صدا میزنند، نهی کرده است. لذا نباید بگویند: «ای محمد!»، بلکه او را باید به صفت رسالت و نبوت صدا بزنند، مانند: «یا رسول الله!»، «یا نبی الله!»، خداوند می فرماید: ﴿لاَ تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً﴾. (نور / 63). «صدا زدن پیامبر را مانند صدا زدن همدیگر قرار ندهید». و خداوند در تمام جاهایی که پیامبر را ندا می کند، او را «یا ایها النبی و یا ایها الرسول» با «ای رسول! یا ای نبی!» صدا می زند. خداوند و ملائکه بر او درود می فرستند و خداوند به بندگان دستور داده که درود و سلام بر او بفرستند، می فرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً﴾ (احزاب / 56). «به تحقیق خدا و ملائکة او بر پیامبر درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او درود و سلام بفرستید». و اما برای مدح پیامبر -صلی الله علیه وسلم- وقت و کیفیت خاصی تعیین نشده مگر آنچه در نصوص صریح قرآن و سنت آمده. لذا آنچه امروزه در مراسم مولود خوانی انجام می دهند و روزی را برای مدح او اختصاص می دهند و گمان می کنند آن روز، روز میلاد پیامبر است، بدعتی ناپسند و حرام است. و از تعظیم پیامبر -صلی الله علیه وسلم- است که سنتهایش را مهم و بزرگ بدانیم و معتقد باشیم عمل به آنها واجب است و از لحاظ اهمیت و عمل، در مکان دوم بعد از قرآن کریم قرار دارد، چون سنت نیز، وحی از طرف خداوند است. خداوند می فرماید : ﴿وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾ (نجم / 3-4). «و پیامبر -صلی الله علیه وسلم- از خودش سخن نمی گوید، آنچه می گوید جز این نیست که به او وحی شده است». بنابراین داشتن شک و تردید و کم دانستن منزلت سنت، حرام است و اظهار نظر دربارة تصحیح یا تضعیف طرق حدیث و سندها و یا شرح معانی آن، بدون علم و تلاش فراوان جایز نیست. در این زمان اعتراضات جاهلان به سنت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- گسترش یافته، به ویژه برخی از جوانان کم علم و تازه کاری که هنوز در مراحل اولیة آموزش هستند احادیث را بدون علم و مطالعه تضعیف و یا تصحیح کرده و دربارة جرح و تعدیل راویان حدیث اظهارنظر می کنند!!! این خطر بزرگی است که جامعه را تهدید می کند، لذا بر آنان لازم است از خدا بترسند و در مسایل علمی فراتر از حد خودشان اظهار نظر نکنند. õ õ õ
[1]- بخاری و مسلم. [2]- بخاری و مسلم. [3]- بخاری. [4]- بخاری و مسلم. [5]- بخاری و مسلم. [6]- جلاء الافهام ص (120-121). [7]- ابو داود به سند صحیح. [8]- احمد و نسائی.
کلمات کليدي : |